العلامة المجلسي
177
حياة القلوب ( فارسي )
صفا فرود آمد ومتوجه مروه شد به همان طريق سابق ، تا آنكه سه مرتبه رفت وسه مرتبه برگشت . وچون به صفا برگشت دعا كرد كه خدا ميان أو وزوجهاش حوّا جمع كند ، وحوّا نيز چنين دعا كرد ، پس خدا در آن ساعت دعاى هر دو را مستجاب كرد ، وآن وقت زوال شمس بود . پس جبرئيل به نزد آدم آمد وأو بر صفا ايستاده بود رو به جانب كعبه ودعا مىكرد ، پس جبرئيل گفت : فرود آي اى آدم از صفا وملحق شو به حوّا ، پس آدم از صفا فرود آمد ورفت بسوى مروه مثل آن مرتبههاى ديگر ، وبه كوه مروه بالا رفت وخبر داد حوّا را به آنچه جبرئيل خبر داده بود ، پس هر دو شادى كردند شادى بسيار وحمد وشكر خدا بجا آوردند ، پس به اين سبب مقرر شد كه هفت شوط ميان صفا ومروه به نحوى كه آدم عليه السّلام كرد طواف كنند . پس جبرئيل آمد وايشان را خبر كرد كه حق تعالى ملائكة را فرستاده است به زمين كه پىهاى خانهء محترم خدا را به سنگى از صفا وسنگى از مروه وسنگى از طور سينا وسنگى از جبل السلام كه نجف اشرف است بلند كنند ، پس وحى نمود خدا به جبرئيل كه : بنا كن اين خانه را وتمام كن ، پس كند جبرئيل آن چهار سنگ را به امر خدا از جاهاى آنها به بالهاى خود وگذاشت در هر جا كه خدا امر كرده بود در ركنهاى خانه بر آن پىها كه خداوند جبار مقدّر فرمود ونشانهايش را نصب كرد ، پس وحى كرد به جبرئيل كه : اين خانه را تمام كن به سنگى كه به امانت در كوه أبو قبيس سپرده شده است ، يعنى حجر الأسود ، ودو درگاه براي آن قرار ده : يكى از جانب مشرق وديگرى از جانب مغرب . پس چون فارغ شدند ملائكة بر دور آن طواف كردند ، پس چون آدم وحوّا نظر كردند بسوى ملائكة كه بر دور خانه طواف مىكنند رفتند وهفت شوط دور خانه طواف كردند وبيرون آمدند كه طلب كنند چيزى كه بخورند ، واين در همان روز بود كه به زمين آمده بودند « 1 » . وبه سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : آدم در صفا چهل صباح در سجده ماند كه مىگريست بر بهشت وبر بيرون آمدن از جوار خدا ، پس جبرئيل بر أو نازل
--> ( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 35 .